:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
يكشنبه، ۷ خرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
بی نهایت را تجربه کردن...

در تمام لحظات زندگی، در حین گوش دادن به موسیقی، در هنگام تماشای فیلم، لحظه ای که به مکان جدیدی وارد می شویم و یا افراد جدیدی را ملاقات میکنیم، اصوات، بو، رنگ و امثال این ویژگی ها و عناصر باعث تحریک شدن و فعال سازی حس درک و هوشیاری می شود. به گفته ی پیتر زومتور، به این واکنشی که در ذهن انسان صورت می گیرد، واکنش اتمسفری گفته می شود. انسان بدون دیدن و لمس کردن، تمامی اتفاقات، تجربیات و خاطراتی را که تجربه کرده است را در مکان حس کرده و تجدید خاطره میکند.
به وسیله ی ارتباط قوی میان تجربه و مکان، شنونده تنها با شنیدن صدای کودکان و زنگ به راحتی می تواند حدس بزند که در فضای مدرسه حضور دارد، حتی یک فرد اگر در یک مکان گرم و مرطوب حضور داشته باشد، متوجه خواهد شد که در سونا یا حمام حضور دارد. به عنوان مثال، The Blur Building که توسط Diller Scofidio و Renfro ساخته شده است، مکانی است که از طریق آب دریا با استفاده از ماشین آب به صورت بخار درآمده و کل مکان را مه فرا میگیرد، هرفردی که وارد این مکان می شود به علت اینکه هیچ کجای مکان را رویت نمی کنند و فشار هوایی که در مکان وجود دارد، ناخودآگاه خود را در داخل ابر و مه حس می کنند.
زومتر با ذکر کردن این جمله: "مکان هایی هستند که با اصوات خود به انسان ها حس تعلق در مکان را میدهند" تاثیر اتمسفر مکان بر روی انسان را اینگونه تعریف کرده است؛ اجسامی که در مکان موجودیت دارند، تمامی حادثه ها و اتفاقات و حتی حیواناتی که از آن مسیری که فرد گذر کرده، میگذرند، در ذهن فرد باقی مانده و وقتی از همان مسیر گذر میکند همان ذهنیت تکرار می شود. در نتیجه میان زمان و مکان یک رابطه ی بی نهایت و تمام نشدنی ایجاد می شود.
در همان مکان اگر رنگ واصوات، حوادث تغییر کند، اتمسفر مکان نیز تغییر خواهد کرد. به طور کلی با تغییر این ویژگی اتمسفر مکان عوض می شود. یا به عنوان مثال اگر در یک سوپر مارکتی قتلی صورت گیرد، افرادی که در آن مکان حضور داشتند با گذر زمان به علت اینکه آن صحنه در حافظه ی اشخاص ثبت شده است، اگر مجددا به آن سوپر مارکت رجوع کنند آن صحنه در ذهن تکرار شده و حس تلخ آن روز مجددا در وجودشان زنده می شود.
افرادی که به مکان تجربه می بخشند به مرور زمان دچار تغییر شده و در گذر زمان آن ها نیز گذر کرده و به مرور زمان فراموش می شوند. همانند آلیس در سرزمین عجایب که گاهی کوچک می شود و گاهی بزرگ و هرلحظه مکان برایش حس و حال متفاوتی می دهد و درک و نگرشش نسبت به مکان تغییر میکند. تفاوتی که میان اندازه ی استاندار وجودی خود و اندازه ی مکان وجود دارد را به اجبار درک می کند و با آن سازگار می شود، به طور کلی می توان چنین استنباط کرد که، اتمسفر مکان بر روی او تاثیرگذار بوده است. همانند کسی که هنگام رمان خوانی در هر صفحه ای از رمان که سیر می کند خود را در مکان متفاوت و در نقش متفاوت ادراک می کند و در آن مجازانه سیر میکند.
یک مکان دارای بیش از یک مفهوم بوده و بیش از یک تجربه در پی خود دارد.
مکان با این خصلت متغییر بودن نه تنها به یک جسم یخ زده و سخت شده تبدیل نمی شود، بلکه به یک عنصری تبدیل می شود که نفس می کشد و با محیط اطراف خود ارتباط عمیقی ایجاد میکند. این بیان در ذهن ها شاید این سوال " مکان را باید به عنوان یک موجود زنده تصور کرد؟ " را ایجاد کند، به نظر شما چنین است؟

پینوشت:
این مطلب در روزنامه هنرمند نیز منتشر شده است.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد