:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۲ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
پیرامون موفقیت تجاری دفاتر معماری

صرف نظر از مباحث زیبایی شناسانه که معمولا معماران علاقه مند به مداقه در آنها هستند، واقعیت [بعضا نه چندان دلچسب] این است که راه اندازی و مدیریت دفاتر معمارى بیشتر بر حول محور قابلیت‌های کار آفرینى حرکت می‌کند تا توانایی‌های معمارانه و البته به تبع دروس ارائه شده در دانشکده‌های معماری، معماران جوان معمولاً دانش آموخته حوزه مدیریت و کارآفرینی نبوده، تجربه لازم را در این وادی ندارند. این معماران معمولاً در فعالیت حرفه‌ای خود بدهى بالا می‌آورند، اهداف راهبردى ندارند، در حواشى حرفه سیر می‌کنند، برنامه توسعه‌ای ندارند و بعضاً حتی برای ادامه بقای حرفه‌ای و به اصطلاح اخذ پروژه ممکن است دست به دامان زد و بند شده، نهایتاً ورشکستگى و از آن بدتر سرخوردگى را تجربه کنند. این روزها غالباً در دفاتر كوچك معماری ایرانی [با بهره گیری از نیروی كار دانشجوئی] متداول شده است که ترکیبی فرسایشی از ساعات کاری بالغ بر هفتاد ساعت در هفته در كنار شب كاری و نیز عدم فرصت كافی در راستای ارتقا كیفیت طراحی، اعمال شود كه قاعدتاً به صورت پایدار قابلیت تداوم ندارد. اعضای چنین دفاتری علی رغم اشتیاق و علاقه زاید الوصف به نفس كار معمارانه، معمولاً بعد از مدتی دچار سر خوردگی شده و از ماهیت ایده آل اغنایی معماری دور می‌افتند و مدیران این‌گونه دفاتر، زندگی كاری را بی‌وقفه و دشوار توصیف می‌کنند و اغلب زمینه‌ای برای احساس نارضایتی و دلهره منوط به كار سخت برای آن‌ها وجود دارد؛ نا مطمئن از اینكه آینده چه چیز را به ارمغان خواهد آورد و اینکه همواره در مقابله با خواسته‌های پیمانكاران، مشتریان و كاركنان خجل و همزمان درگیر دردسرهای اداره كردن شركت هستند.
بحث اصلی پژوهشگران تنها در عرصه "نگرش طراحانه" در مدیریت نبوده، بلکه فقدان رویکرد اساسی معمولا در "نگرش در تصمیم گیری" برای حل مسایل است؛ بنابراین پژوهش، آموزش مدیریت و حرفه ای بودن به شدت متکی بر رویکردهای محدود فنی و منطقی است که فضای کمی برای تخیل و خلاقیت باقی می گذارند. به طور معمول، مدیر یک دفتر کوچک معماری، شخصی است که با مجموعه ای از گزینه های تصمیم گیری روبرو است که باید در این میان به یک انتخاب مطلوب دست زند. از دیدگاه طراحی، این انتخاب یک امر بدیهی در طراحی به نظر می رسد، اما از دیدگاه کسب و کار، از گسترش طیف وسیعی از گزینه های نادرست باید اجتناب کرده، مجموعه ای از گزینه های مطلوب در مناطق کلیدی ( نظیر محصولات جدید، روند نوآوری و خلاقیت، استراتژی کسب و کار و ساختار سازمانی) مد نظر قرار گیرند. تجربه نشان می دهد که دیدگاهها و گرایشها در محیطهای پایدار و روشن، جایی که تمامی گزینه ها به خوبی ارزیابی شده اند قابل اعمال است. با این حال، در چالش بر انگیز ترین مراحل، استراتژی، نوآوری، بازاریابی، مدیریت نیروی انسانی و راهبری- ثبات عمل و مرزهای هنجار ملاک نیستند و زمانی که گزینه ها نامعلوم هستند، نگرش و دیدگاه طراحی مد نظر خواهد بود. از نظر تاریخی، اساس علمی مدیریت مدرن نیازمند جایگزنی و توازنی دوباره در رویکرد خلاقیت و طراحی مبتنی به مدیریت است؛ تمرکز بر این موضوع است که چه کارهایی را مدیران، چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی، باید انجام دهند و یا نباید انجام دهند. هنگامی که مطالعات طراحی و نوآوری به طور هدفمند ادغام شوند آنگاه می توانند جایگزین های قانع کننده ای به روشهای سنتی در دفاتر بوده، به عنوان یک نهاده عقلانی عمل کنند.
اما مشکل کجاست؟ راه اندازی یک دفتر معماری علاوه بر توجه به قابلیت های معمارانه اعضای دفتر، به معنای توجه به اهداف مالی، تجاری و توسعه ای بوده، ساختار مطلوب بهترین ادغام بین سامانه‌های ارتباطی و فنی درون سازمان دفتر خواهد بود؛ در این معنا تمامی فرایندهای طراحی، طراحی ساختاری/سازمانی مستلزم معیارهای هویتی، صلاحیتی و کسب سود خواهد بود. عوامل خارجی مانند مكانیت، قوانین دادوستد و دسترسی به نیروی كار ماهر نیز هم نقش مهمی را به عنوان محدودیت‌های توسعه دفاتر معماری ایفا می کنند. در این میان سوالات معیاری مطرح خواهند شد که پاسخ به آن‌ها کلید حل مسئله است: موفقیت و رضایت چگونه تعریف می‌شود؟ چه مقدار پول كافی است؟ به رسمیت شناختن شدن از طریق نام و جوایز طراحی تا چه حد مهم است؟ آیا موفقیت به معنای نیكی كردن و خوش خدمتی در محل و بازار کار است؟ آیا شادی و توجه نسبت به كاركنان ضروری است؟ تفریح تا چه حد مهم است؟ است و معمولاً شامل تعادلی عادلانه به لحاظ کاری است، هر چند در مواردی این امر از اهمیت کمتری برخوردار بوده است. شواهد نقلی حاکی از آن است كه بسیاری از مدیران دفاتر معماری [حال با هر تعریف حقوقی] بیشترین رضایت را از برخورد موثر و مستقیم با مشتریان، مشاوران و كاركنان برای ارائه پروژه‌هایی با درجه کیفی عالی [به باور عموم] بدست می‌آورند و تعداد قابل توجهی از آزادی و كنترل محیط كار خود لذت می‌برند در حالیكه تعداد كمی از جنبه‌های تجاری و اداره شركت لذت برده، اغلب توسط رویدادها غیر منتظره و مطالبات متوالی به چالش کشیده می‌شوند.
طراحی ساختاری سازمانی* وسیله‌ای است كه از طریق آن خط مشی، صلاحیت‌های ذاتی و گرایشات مدیران دفاتر معماری بهینه شود. مدل كسب و كار** دفتر طراحی نیز حائز اهمیت است. مدل كسب و كار از پیش طراحی شده و درك درست از نیروی كار و مفاهیم مدیریتی نیز، جوانبی مهم از روند ساماندهی در دفاتر معماری است. اگر عمری باشد، بیشتر در این مورد خواهم نوشت.
* اعرابی، سیدمحمد. ۱۳۹۰. طراحی ساختار سازمانی. دفتر پژوهشهای فرهنگی. تهران
** مدل كسب و كار چارچوبی برای خلق پول و ثروت است؛ این چارچوب نشان می‌دهد كه یك بنگاه چه مجموعه فعالیت‌هایی را، چگونه و در چه زمانی می‌باید انجام دهد تا مشتریان از آنچه كه از بنگاه انتظار دارند بهره‌مند شوند و بنگاه نیز به سود دست یابد.


پینوشت: این مطلب در روزنامه هنرمند نیز منتشر شده است.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری