:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۲ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
بی رنگ از جهان ما چه می‌ماند؟

جهان بدون رنگ می‌تواند جهان ملالت باري باشد. فیلم Giver (بخشنده) برگرفته از رمان معروف با همین عنوان نوشته‌ي لوییس لوري است که یک جامعه‌ي آرمانی اما اورولی را توصیف می‌کند که در آن خبری از نگرانی‌ها و چالش‌های جهان واقعی نیست و این کنترل باعث شده است جهان عاری از جنگ، قحطی، بیماری و ... باشد؛ جهانی که در آن وظایف هر فرد مشخص و همیشگی تعریف شده است و حق انتخابی برای هیچ‌کس وجود ندارد؛ از طرفی چنین جهانی کاملا بی‌‌رنگ است تا آن زمان که مرد جواني این قالب رادر هم می‌شکند؛ او برای اولین بار یک سیب قرمز می‌بیند! از آن زمان همه چیز ظاهر جدیدي به خود می‌گیرد و رنگ‌ها و زندگی را به جهان باز می‌گرداند...
از دنیای افسانه بیرون می‌آییم و نگاهی به چند صد سال گذشته می‌اندازیم. آنجا که معمار ایرانی رنگ‌ها را در قاب چوبی می‌نشاند و دنیایی سرشار از معجزه نور و رنگ پدید می‌آورد. پنجره‌های رنگی که با شکوه اسرارآمیز خود، آدمی را به سوی روحانیت سوق می‌دهد، رنگ‌ها به آن جان می‌بخشند و معمار حکیم از ترکیب رنگ‌ها بهره گرفته و عالم پرتضادرنگ‌ها را به گونه‌ای در هم می‌آمیزد که فضایی همراه با وحدت خلق کرده و آرامش را بر روح و جان بیننده می‌نشاند. برجسته‌ترین خصلت ذاتی انسان، تاثر و انفعال نفسانی در مقابل زیبایی‌های آفرینش است و بی‌شک تاثیرگذارترین عنصر این پدیده، رنگ است. این ماهیت دیداری رنگ‌ها، عاملی قوی در کاربرد آگاهانه یا ناآگاهانه از آن است که در طول زمان کارکرد معنایی خود را، هر بار به شکلی و نسبت به هر قوم و یا فرد عرضه داشته است. اگرچه هر تقدمی دلیل بر برتری نیست، اما این قاعده در مورد رنگ چندان بجا نیست؛ برجستگی رنگ در حوزه محسوسات بشری خاصیت تاثیرگذاری بیش از حدی به ان بخشیده است، به گونه‌ای که ویژگی القا معانی از طریق رنگ‌ها همواره مورد توجه هنرمندان بوده است. اگرچه در ظاهر گفته می‌شود که هرچه از عالم محسوسات به سمت معقولات پیش می‌رویم، باید از گستره کاربرد رنگ‌ها کاسته شود اما توجه به آثارهنری هنرمندان و عرفا، از قدرت این نظریه می‌کاهد.
اکنون اگر اندکی از دنیای معماری چندصدسال گذشته فاصله بگیریم و نگاهی به معماری معاصر داشته باشیم به سهولت می‌توانیم فضاهایی خالی از حضور نور و بازی رنگ‌ها را ببینیم؛ این موضوع در مقیاس کلان از یک شهر آغاز می‌شود و تا مقیاس مبلمان معماری بسط می‌یابد. شهرهای خاکستری امروز که فاقد هم‌نشینی آگاهانه رنگ در کنار هر عاملی هم‌چون فرم، بافت، ابعاد، جنسیت و ... هستند، آنچه که از زندگی شهری به نمایش می‌گذارند منظری خاکستری با لکه‌های رنگی تک بناها هستند که بر آشفتگی هرچه بیشتر شهر دامن می‌زند و برخورد مقطعی و موردی با مقوله رنگ را به طرز نازیبایی بیان می‌کند. نگاهی دوباره به فضاهای شهرهای قدیمی ایران این واقعیت را آشکار میکند که رنگ چهره هماهنگ و هم‌آوایی بناها، مدیون هم‌نشینی مصالح و هماهنگی با فرهنگ، اقلیم و روحیات ساکنان هر شهر بوده و این‌چنین هویت رنگی خاص هر شهر رقم می‌خورده است؛ هویتی که تزئینات کاشی‌های فیروزه‌ای و لاجوردی که در بناهای شاخص و به ویژه مذهبی به چشم میخورد نه تنها آزاردهنده نبود بلکه در زمینه خاکی شهر به زیبایی نمود کرده و حضور و حرکت در آن، به دلیل وحدت و تنوع آگاهانه رنگ‌ها تجربه‌ای ماندگار در ذهن به جای می‌گذارد.
شدت این موضوع که در طراحی داخلی بیشتر به چشم می‌خورد، گواه این مدعاست که معماری معاصر ایران تقلیدی نابجا از طراحی ژورنال‌های معماری خارجی و فاقد ایدئولوژی است؛ چنان‌که اگر نگاهی به برگزیدگان مسابقات ملی داشته باشیم که سالانه به موضوع معماری داخلی می‌پردازند به راحتی می‌توان فضاهای مینیمالیستی را دید که با الگو قرار دادن طرح‌های ژورنالیستی و فارغ از مسائل هویتی و مفهومی، با ترکیب دو رنگ سیاه و سفید (تنالیته‌های رنگ خاکستری) سعی در ارائه معماری داشته‌اند.
گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می‌کند و عملکردش چنان است که به شکلی ناخودآگاه و اجتناب‌ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می‌کند که با پیوستن به حلقه رنگ‌ها، ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل، احساسی از غنای رنگ به انسان می‌بخشد. مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون‌مایه‌ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند به عنوان پایه‌ای برای کمپوزیسیون (یا آفرینش هنری) به خدمت گرفته شود.
اما سوال اینجاست: در دوره‌ای که روانشناسی رنگ‌ به مبحثی کاربردی تبدیل شده است و آثار معماری مدرن سرشار از رنگ و تنوع می‌باشند، به چه علت معماری ایران نه‌تنها وامدار معماری گذشته خود نیست بلکه توان الگوبرداری صحیح و کاربردی از معماری روز جهان را نیز ندارد؟ در عصری که پیشرفت تکنولوژی امکان استفاده از طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها در انواع متریال‌ها را فراهم نموده است، نگاه تک‌سویه و ملالت‌بار معماری ایران در دوران معاصر چیست؟ شاید جسورانه به نظر برسد اگر بگوییم رنگ، تنها ابزار قدرتمند و تاثیرکذارِ در دسترس در فضاهای معماری به شمار می‌اید که با کاربرد مناسب و توجه به تاثیر متقابل هم‌نشینی آن‌ها می‌توان معماری را با زبانی جهانی ارائه داد؛ اما با این وجود کمترین زمان برای پرداختن به آن در طراحی صرف می‌شود. بی‌شک زمان آن رسیده است که با نگاهی نقادانه به فضاهای مصنوع امروزی و توجه کردن به این مساله که همواره هر اثری، در متن جامعه خود مورد مطالعه قرار می‌گیرد ، این واقعیت را بپذیریم که فضای بی‌روح شهر و معماری ما نیازمند تغییری اساسی و هم‌پیوند با هویت خود است و ضروری است که برخورد منفعل معماری ، به عنوان هنری متعالی، را نسبت به وضعیت نابسامان امروزی کنار بگذاریم.
پی نوشت: این مطلب در روزنامه هنرمند نیز منتشر شده است.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری