:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۳۰ تير ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
مفاهیم کلی در طراحی مدرسه

ادغام فضای معماری

نقش فضای خالی برای ادغام فضاهای کوچکتر
وحدت فضای معماری

نقد فضاهای متعارف فعلی
زنگ تفریح به معنای زمان آزادی شده است. راهرو مجرای فرار است. فرار از کلاس درس. کلاس درس گریبانگیر شده است. فضای کلاس ربطی به معماری مکان تحصیل ندارد. مکان تحصیل هم برای آموزگار و هم برای شاگردان مکانی دلگیر و کسل کننده است. به جز خود محتوای دروس و شیوه ی تدریس فعلا به فضای معماری بپردازیم.
1- تداخل و تلفیق فضاهای اختصاصی و کوچکتر در فضای خالی و بزرگ. ما این مفهموم را در جنبه های گوناگون زندگی و معماری می یابیم. و برای چنین ادغامی به فضای خالی نیاز داریم. فضای خالی را پیوسته در معماری گذشته و سنتی ایران و مشرق زمین در دوران ما قبل سرمایه داری می یابیم. در حالی که در معماری سرمایه داری بر سر در صد فضای مشاع کشمکش است. خانه های بزرگ و اربابی گذشته مثلا مانند خانه ی آقاراده در ابر کوه شاهد فضاهای نیمه باز ایوان مانندی هستیم که فضاهای کوچکتر در دو یا سه طبقه به آن باز میشوند. این ادغام و یگانگی فضای معماری نمود و نمایانگر وحدت خانواده ی بزرگ و یکپارچگی اقتصادی و ملکی آنها بوده که پدر بزرگ و مادر بزرگ و پدر و مادر و فرزندان را هنوز یکجا کنار هم مشغول کار و زندگی می دیده. نمونه ی ساده ی ادغام و ترکیب عملکرد ها و فرا گیری را در آتلیه های معماری دانشکده ی معماری تهران می دیدیم که از سال اولی تا سال آخری در هم ترکیب میشدند و هر کسی شاگرد بود و هرکسی استاد، و در عین مجزا بودن، در هم ادغام میشدند و باعث چند برابر شدن شتاب رشد و فرا گیری و عشق به خلاقیت میشد.فقط همین موارد را با جدا سازی و مجزا کردن خالص قیاس کنیم تا نتیجه را در می یابیم.
2- وحدت فضا و یگانی در پیشرفت. در هر دو موضوع چه مربوط به محتوی و چه به فضا و قالب معماری ما به وحدت و یگانگی بر میخوریم که در ذات اجتماعی انسان و نیاز او به پیشرفت نهفته است. مدرسه فضایی است برای یاد گرفتن و فرا گرفتن واقعیت موجود شناخته شده یا ناشناخته برای تغییر شرایط آن، برای این که انسان، انسان شود، برای این که اکثریت ستمدیده و له شده ی جوامع بشری انسان شوند و شرافتمندانه کار و زندگی کنند و خلاق شوند. چه در شهر ها و چه در روستاها و چه در میان عشایر کوچنده. و در هر چهار اقلیم سرزمین ایران. اگر فراگیری اختصصی نباشد، اگر باید هر شاگردی برای خودش یاد بگیرد و با دیگری رقابت کند، تا از او جلو بزند و در رقابتی که بعد از مدرسه، در بازار آزاد کار پیش می آید از دیگران پیش بیفتد و زودتر به قاپیدن کار و درآمد خوب برسد، کلاس ها و فضاهای معماری مدرسه همان به که جدا و مجزا باشند. اما اگر پیشرفت واقعی و فرهنگ پویا در رشد هماهنگ جامعه متصور است همان به که فضاهای آن هم در یک فضای کلی و مرکب در هم تلفیق شده باشند تا در عین جدایی برای یک کار و یک درس خاص، یگانگی تحصیل هدفمند، برای پیشرفت انسانی و علمی و فنی، حس شود،درک شود، دیده شود و در آن چند سال کنار هم رشد کنند و برای هدفی روشن که همان خروج از عقب ماندگی و رشد هماهنگ کشور باشد بار بیایند.
3- فضای معماری مدرسه. این فضا نه باید منبسط و گسسته باشد و نه منقبض و فشرده. فضایی است که هر دو را شامل میشود. کلاس های درس در دو طرف راهرو نیستند. کلاس ها در دو طبقه روی هم و در یک طرف پل یا راهرو ی معلقی قرار دارد که به نوبه ی خود به یک فضای بزرگ و پر نور باز میشود. مثلا یک پاسیوی بزرگ. تکنولوژی امروزی اجازه میدهد که این فضای بزرگ، باز و نورانی باشد. بنابراین سقفی شفاف و نور از بالا داشته باشد و همه ی فضاهای کوچکتر را در خود ادغام کند ضمن این که یک معماری اکولوژیک را هم بوجود می آورد. فضایی است هم بسته و هم باز. فضایی باز به بیرون و بسته توسط شیشه. شاگردان نیازی به دویدن و رسیدن به حیاط ندارند و کلاس مستقیما به حیاط، به بیرون و به فضای عمومی باز میشود. این فضای عمومی در دو یا سه طبقه است که همکف آن می تواند یک نیمه زیر زمین باشد که به حیاط بیرونی و فضای باغچه پیوسته است. کاربرد آن فعالیت های دسته جمعی، عملی و صنعتگری است. بنابراین، کلاس ها در دو طبقه روی این فضای نیمه زیر زمین و شفاف، معلق قرار می گیرند و تمامیت فضا از نظر روانی دلپذیر، و از نظر زمان، گذرا و موقت، از نظر محتوی باز به پیرامون و به آینده می شود.
4- کاربردهای دسته جمعی و اداری در طرف دیگر پاسیو با یک اختلاف سطح نیم طبقه در برابر کلاسها قرار می گیرند. در نتیجه، پلان مجموعه به صورت L در می آید، و در دل آن، فضا برای زمین بازی بوجود می آید.
5- اختلاف میان سطوح و شیشه ی سقف پاسیو یک سقف شیب دار را تداعی می کند. فضای میان حجم مکعبی و سقف شیبدار هم جای خوبی برای اوقات فراغت است.
6- شیشه های شفاف و مات، پانل های رنگی و گهگاه قابل جابجایی یا برداشتن، با ا تصالات روی سازه ها ی فلزی. و تاسیسات به اصطلاح هوشمند. رامپ ها و پله های .فلزی میان طبقاتی. یکی ار حجم هایی که زیر سقف شیشه ای قرار میگیرد، مثلا بخش اداری، می تواند دیوار آجر بهمنی داشته باشد. دیواری به ارتفاع دو متر. دیواری سنتی، تا که گذشته را تداعی کند. و بدین صورت، بخش اداری جدا بافته به نظر می آید. بخش اداری بخشی است بورکراتیک. دیوان سالار. بخشی است که هر چقدر مشارکت مردم و فرهنگ اجتماعی مدیریت آنها بیشتر شود، بیشتر از آن کاسته می شود. بخشی است از نظر تاریخی بسیا ر کهنه اما هنوز لازم و غیر قابل اجتناب. اما قابل زوال یافتن. بخشی است که در رشد و نمو جامعه ی بشری آینده ای برایش متصور نیست و تکنولوژی و فرهنگ مشارکت مردمی جای آن را خواهند گرفت.
7- تداخل بیرون و درون: فضایی نسبتا بزرگ در آخر مجموعه قرار می گیرد که جای برگزاری گردهمایی ها، کنفرانس های مدرسه و محل برخورد مردم محل و والدین با دانش آموزان و آموزگاران است. این فضا، بعلت کنار بودن و جدا بودن می تواند هنگامی که مدرسه تعطیل است، عملکردی مستقل و جدا برای نیازهای مردم محله داشته باشد.

P تبلیغات