:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
هانی رشید

هانی رشید در قاهره پایتخت مصر در سال 1958 بدنیا آمد. او فرزند مادری انگلیسی و پدری مصری است. او که در انگلستان و کانادا رشد یافته است، کارشناسی معماری را از دانشگاه کارلتون، اوتاوا در کانادا، 1983 و کارشناسی ارشد معماری را در سال 1985 از آکادمی هنر کراند بروک در آمریکا گرفت. در سال 1988 به همراه لیزا آن کاچر گروه اسیمپتوت را در میلان ایتالیا راه اندازی کرد. در 1989 او به همراه گروه اسیمپتوت به نیویورک نقل مکان کردند. اسیمپتوت به عنوان یک تمرین چند جانبه معمارانه برای او و لیزا آن کاچر شد.
کلمه اسیمپتوت یک اصطلاح ریاضی است که مشخص کننده تصاعد نامتناهی یک منحنی هذلولی در یک محور همگراست؛ به عبارت دیگر نقطه برخورد دو خط همگرا یا نقطه ناپدید شدن. به نقل از هانی رشید آنها اصطلاح اسیمپتوت را بدین علت انتخاب کردند که نمادی است از نقطه برخورد مجازی تیوری های معماری و رسانه دیجیتال؛ دو مقوله ای که آنها به برقراری ارتباط و نزدیکی میانشان، بسیار علاقه مند هستند؛ می باشد. اسیمپتوت معنای جدیدی برای آنها بود، پی گیری هر دو معماری مجازی و واقعی، در مسیری موازی که در بی نهایت با هم تلاقی می کنند.
رشید در سال 1995 پروفسور دانشگاه معماری و برنامه ریزی کلمبیا شد. آشنایی هانی رشید با استودیوی دیجیتال دانشگاه کلمبیا، سبب شد که او و لیزا آن کاچر به رسانه دیجیتال و تاثیر آن بر معماری و تجسم معماری علاقه مند شوند.
هانی رشید مدرسه طراحی دیجیتال را توسعه داد و در تعداد بسیاری از دانشگاهها مشغول به تدریس شد، از جمله دانشگاههایی که او در آنها مدرس بوده است می توان به : آکادمی سلطنتی دانمارک در کپنهاگ، انستیتو معماری جنوب کالیفرنیا در لس آنجلس، دانشگاه لوند سوید، مدرسه فارغ التحصیلان طراحی در دانشگاه هاروارد و استاد مدعو دانشگاه فرانکفورت و ... اشاره کرد.
در گفتگوهایی که با هانی رشید انجام شده، او سرچشمه الهام هایش را هنرمندان و تکنولوژیست هایی که با نظریات فضایی و مفهومی درگیر هستند، ذکر میکند. از جمله این افراد و گروهها و در راس آنها مارسل دوشان هنرمند دادا- سوریالیست می باشد. کارهای لابراتوار ام.آی.تی مدیا، فیلمهای تجربی افرادی چون استان براکیج، موسیقی های کار شده توسط گیتاریست مفهوم گرا گلن برانکا، آهنگساز مینی مالیست تری ریلی و ... برای هانی رشید بسیار قابل توجه هستند.
او همچنین تحت تاثیر پیشرفت های حاصله در طراحی صنعتی، توسعه نرم افزاری و تکنولوژی های جدید است و به اتوماسیون و جلوه های ویژه اهمیت می دهد. رشید فلسفه طراحی و ساختش را بر مبنای تکنولوژیهای گوناگون در زمینه های مختلف پایه گذاری کرده است که به نظرش نیازمند تغییر پذیری و خلاقیت زیادی از جانب طراح می باشد. در باب روند طراحی و تولید در گروه اسیمپتوت او می گوید: «هر پروژه ای را به گفتگو می گذاریم، چه واقعیت حقیقی باشد و چه واقعیت مجازی. زیرا هر پروژه ای به نوبه خود برنده نیرویی بالقوه برای تجربه فرم ها و معانی جدید است. بدین وسیله ما تا اندازه ای از دنبال کردن فرم گرایی و یا مفهوم گرایی محض و همچنین پروژه های تجاری دور شدیم. در عوض مشغول کار بر روی پروژه ای هستیم که نشان دهنده نظریه های تجربی و هیجان آور ما باشند.
ما بیشتر وقت خود را صرف پرداختن به نظریات و امتحان کردن تیوری های جدید و نظریاتی می کنیم که رها از پرداختن به سلیقه مشتری هستند. کارهای ما در نمایشگاه بینال ونیز و پروژه های ما برای بینال سایوپایولو و ... همگی ساختمان هایی هستند که تکنولوژی و ایده شان در خدمت اصلاح و تغییر فضا می باشد و به ما امکان بیان و فهم رویکرد های جدید در طراحی و معماری را می دهد.»
هانی رشید درتمام مراحل طراحی از کامپیوتر بهره میبرد. در برنامه ریزی های اولیه، روش های رسیدن به طرح، طراحی کانسپت (دیاگرام ها)، طراحی حجمها، رسم ساختار، زمان بندی، هزینه ها، ارایه و... از کامپیوتر استفاده می کند. او که در طول تحصیل و مدتی پس از آن هم، با دانیل لیبسکیند همکاری نزدیکی داشته می گوید: « لیبسکیند در آن زمان علاقه چندانی به کامپیوتر نداشت و بیش از حد به توانایی های خود و مطالعات فلسفی اش تکیه می کرد. » او در واقع خود را مدیون نگاه منتقدانه اش به دیدگاه دانیل لیبسکیند می داند و از کامپیوترنه تنها به معنی محدود تکنولوژی، بلکه در گستره وسیعی از ابزارها که در فرایند طراحی از تفکر تا اجرای طرح نقش موثری دارد، بهره می جوید.
اما در این دیدگاه انتقادی به روش لیبسکیند، او ذکر میکند که هنوز از اسکیس و ماکت در برخی موارد در طی مراحل کار استفاده می کند. او ماکت را حتی زمانی که مدل سازی ابتدایی کامپیوتری انجام شده باشد هم مورد استفاده قرار می دهد، چون وجود خارجی آن سبب تمرکز بهتر بر آن می شود و همچنین اولین تجربه در به واقعیت تبدیل شدن هر طرح است و می توان طرح را مورد نقد و بررسی بیشتری قرار داد.
هنگامی که از او سوال می شود که کدام معماران برای او تحسین برانگیزاند، او می گوید آندره بلاک، اریک مندلسون، برنو تات، ولادیمیر ملنیکو ... اما در معماران معاصر او سادگی و خلوص رم کول هاوس و روحیه زاها حدید را تحسین برانگیز و جذاب می داند.
او در باب جمله معروف form follows function می گوید فرم از مفاهیم تبعیت می کند، مفاهیم از ابزار تبعیت می کنند، ابزار در خدمت نیازمندیها هستند و نیازمندیها با توجه به روح زمانه مشخص می شوند.
هانی رشید در پاسخ به سوال ماریاریتا پربلینی درباب اهمیت دیدگاه فرمال در گروه اسیمپتوت می گوید: « معماران برای همیشه درگیر مشکلات فرم و فرمالیسم خواهند بود. ما ساختمان ها را به عنوان اشیا یا سمبول ها می فهمیم، اما معماری سیار فراگیرتر از فرمال یا ژستی سمبولیک است. ما از ابتدا جذب زمینه ای شدیم که به تداخل داده های محیطی مکان طراحی و منابع فکری طراحی می پرداخت. از زمان پروژه steel cloud در لس آنجلس در 1989 تا پروژه خلیج یوکوهاما در 1996، هر کار ما متشکل از لایه های فرهنگی، محیطی و عناصری ذهنی و نامعلوم بوده که سایت، برنامه و معنی ساختمان هایی را که طراحی می کردیم در برگرفته است. و البته تمام این عوامل با عبور از فیلترهای ذهنی ما بر فرمها تاثیر می گذارند. اخیرا، ما بیش از پیش جذب خلق فرم از طریق کامپیوتر شده ایم گر چه که فکر می کنیم خروجی کامپیوتر، اگر فکر معمار پشت آن نباشد، بی معنی است، اما سعی داریم نیروهای بالقوه ای را که وجود دارند و کمتر دیده می شوند به نمایش در آوریم. ما هنگام کارکردن در واقعیت مجازی، برخوردی جدید با فرم را تجربه می کنیم. قسمت اعظمی از معماری ما نتیجه ترکیب اجزای ناپایداری همچون حرکت، صدا، تشعشع و ... است.»
کار هانی رشید عمیقا درگیر فضایی مابین مفهومی و کاربردی است. او در حوزه میان گستره بسیار موفق عمل کرده است. او ذکر میکند بیش از آنکه به پرداختن به قواعد و چارچوب های موجود در نظام های دیگر علاقه داشته باشد، مجبوراست که کار خود را به وسیله آنها پیش ببرد؛ در حین سروکله زدن با ایده های معماری سعی می کند آنها را با جاذبه های خارجی دیگری هم ترکیب نماید. در بیشتر موارد او از فیلم، رسانه های جمعی، فرهنگ، هنرهای بصری و تکنولوژیک در کارهایش استفاده می کند.
برنامه، عملکرد، سازه و اقتصاد همه حوزه هایی جذاب برای گسترش یک برخورد مفهومی اند و از دیدگاه هانی رشید تمام این ملاحظات در کنار سیلان، اغتشاش، حس موسیقایی وهمه دیگر مسایل مفهومی در طراحی موثرند و او خود تلاش در جهت همه جانبگی یک طرح میکند. برای او هندسه به خودی خود یک هدف نیست. او می گوید هر نظام و روش هندسی راهکارهای جذاب و ارزشمندی را به معماری می دهد. در واقع مساله بیشتر این است که کدامیک بیشتر می تواند فضاهای سه بعدی که طراحی و خلق می شود را بهتر بیان کند. در عین حال رویکردی دوگانه برای هندسه در معماری دارد: بیگانگی با سازه و اقتصاد به صورت موازی و مکانیسمی برای ادراکات و فرض های اولیه.
او طراحی دیجیتال خود را سیال، جاری، آنی وپویا به جای از پیش تعیین شده، متراکم و در تقابل با عوامل محیطی خارج می داند. خلق فضاهای دیجیتال به اسیمپتوت اجازه می دهد تا به دنیاها و فضاهایی برسد که کاملا نو و بی سابقه اند و در عین حال آنها را قادر می سازد که ایده های معمارانه ای که همیشه برایشان جذاب بوده و به دلیل ضعف امکانات قابل اجرا نبوده اند را دنبال کنند.
قرار گرفتن در عصر اطلاعات، اقتصاد جهانی، بیو تکنولوژی و دیجیتال به عنوان کالایی قابل معامله نسل جدید را از نسل های دیگر متمایز میکند. هانی رشید در باب این تمایز با پدران معماری معاصر همچون فرانک گری، پیتر آیزنمن و رم کولهاوس، معتقد است که از زمان مدرنیست ها تا کنون، اسیمپتوت اولین نسلی است که زیر سایه مدرنیسم کار نمیکند. معمارانی که ذکر شد، هر یک به نوبه خود در علایق و احساسات معماران بزرگ مدرنیسم ( میس وندرروهه، لوکوربوزیه،...) غرق شده اند. کولهاوس، گری، آیزنمن و... تلاش کرده اند تا راههای رفته مدرنیست های آوانگارد را برگشته و تاثیرات آنها را خنثی کنند. اما برای هانی رشید قهرمانان معماری مدرن دیگر وجود ندارند و او روشهای دیگری را جایگزین آنها کرده است.
کارهای اسیمپتوت در حوزه های مختلف ریشه دوانیده است. آنها در تمام مقیاسهای معماری کار می کنند: معماری داخلی، مبلمان، ساختمان، طراحی شهری و همین طور در حیطه طراحی دیجیتال و همین طور نمایشگاههای چیدمان.
از کارهای اسیمپتوت کاری دنباله دار برای بورس اوراق بهادار در نیویورک است که تولید یک رابط کاربری سه بعدی برای داد وستد و تحلیل کالاها و ابزارها در اینترنت است. یک محیط شبیه سازی شده برای تابلوهای اعلان می باشد. پروژهای دیگر موزه مجازی گوگنهایم در اینترنت و طراحی برای گوگنهایم سوهو در منهتن می باشد. مبلمان نال اینترنشنال و نمایشگاه آن، مرکز سمینار و کنفرانس اینرن Enron)) در هاستن، موزه هنر وتکنولوژی آی بیم (Eyebeam) در نیو یورک، مرکز آماده سازی ب ام و در مونیخ آلمان، پاویلیون شهری فلوراید در هلند، موزه سالوادور دالی در سن پیترزبورگ روسیه، پیمانکاری ساختمان مرسدس بنز در اشتوتگارت و تاتر یونیورس را در دانمارک با مساحتی بالغ بر20 هزار فوت مربع ساختند. پس از موفقیت در پروژه تاتر یونیورس ، پروژه ای توسط شرکت لگوال زون برای ساختن اسباب بازی های هوشمند به اسیمپتوت ارجاع داده شد. به گفته هانی رشید تولید کننده اسباب بازی نیاز به تولید اسباب بازی هایی منطبق با تکنولوژی روز برای بر آوردن خواسته های کودکان و نوجوانان داشت. این پروژه کاملا در جهت ابتکارات شرکت لگو در ساخت مایندستورم ها و دیگر اسباب بازی های رباتیک و الکترونیک که در لابراتوار ام.آی.تی مدیا دنبال می کند،می باشد. اسیمپتوت یک محیط فیزیکی برای شرکت لگو طراحی می کند که به افراد اجازه تجربه محیط لابراتوار را می دهد، افراد می توانند با هم تعامل داشته باشند و نظریات نوآورانه را با هم مبادله کنند. هانی رشید یادآور می شود: «این معماری از جنبه ریاضی بازی های الگوریتمی سرچشمه گرفته و ما تحت تاثیر چیزی بودیم که آن را قطعات لگوی نا مریی می نامیم؛ یک فضای منحنی شکل که از قسمت های دایره ای شکل متصل به هم تشکیل شده است. ما فضای منفی را تا حد ممکن کوچک کردیم و محیط هایی با مقیاس بزرگ به وجود آوریم که فضا را گسترش می دهند.
هانی رشید به تجربه هایی از دنیای مجازی ادامه می دهد که صفحه نمایش را ترک و دنیای مجازی را با دنیای واقعی ترکیب کند. فضاهایی که در نهایت، امتیازاتی را که ما در حال حاضر برای فضاهای واقعی در مقابل فضاهای مجازی قایل هستیم، را حذف می کند و فضای مجازی و واقعی را بیش از پیش به هم نزدیک می کند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری