:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
احياي بافت‌هاي فرسوده شهر

سكونت در بافت‌هاي فرسوده شهري را بايد از ديدگاهي جامع نسبت به محيط مورد بررسي قرار داد، زيرا رابطه فقر و توسعه، اجبارها يا الزام‌ها ، وزنه گذشته تاريخي و قدمت آن، خطرات ناشي از شيوه‌هاي معمول و جاري مداخله‌گرانه در اين گونه مراكز و بالاتر از همه نيازهاي مربوط به فضاي زندگي (كه خود در يك مجموعه كامل نيازها جاي مي‌گيرد) و در نهايت خواست مردمي كه با تنگدستي و محروميت در فضاهاي كم و بيش نامطلوب زندگي مي‌كنند ، همه و همه مي‌بايست در يك نظام هماهنگ برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري براي رشد و توسعه مراكز شهري و بافت كهن پيش بيني گردند.
بحران ناشي از سردرگمي دست‌اندركاران امور شهري در اصلاح وبهبود وضعيت بافت‌هاي فرسوده تاكنون هرگونه برنامه‌ريزي و طراحي را در اين مقوله به شكست كشانيده و مراكز شهري به وي?ه در شهرهاي بزرگتر، بيش از پيش از داخل گسسته شده است.
پرداختن به بافت قديمي و برنامه‌ريزي در آن، جدا از پرداختن به واقعيات اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي نبوده و سلايق شخصي در حل معضلات شهري جايي ندارد. اگر در معماري امروز تقليد كوركورانه از سبك‌هاي نامأنوس و برپايي نماد‌هاي آن در ميانه بافت‌ شهري با فرهنگي متضاد فقط مي‌تواند تأسف‌برانگيز باشد، دخالت در مجموعه‌هاي زيست‌محيطي و بافت مراكز شهري بدون در نظر گرفتن پارامترهاي اشاره شده ، به طور قطع به صدمات جبران‌ناپذيري در ابعاد انساني منجر خواهد شد. به علاوه خلاء ناشي از تشكيلات آگاه به مسايل زيست محيطي ، به وي?ه در امر مراكز شهري و بافت‌هاي قديمي در چند دهه اخير ، اين مراكز را به اضمحلال كشانيده و تجديد حيات آن را موكول به سرمايه‌گذاري‌ها سنگين و تحميل بار فوق‌العاده بر بودجه عمومي كرده است.
چرا ساكنين مراكز شهري و بافت كهن در مقابل تغييرات حساسيت دارند؟
از دهه 1350 كه تفكر مرمت و احياي بافت مراكز شهري در بين متوليان امور شهرها ، كارشناسان و طراحان شهري شكل گرفت، مداخله‌هاي پنهان و آشكار در تغييرات فيزيكي بافت كهن (و اين بار با شعار حفظ آن و به حداقل رسانيدن صدمات ناشي از اين مداخله‌ها) صورت پذيرفت . در سالهاي اخير توجه بيشتر به چگونگي تغييرات و لزوم كارايي طرح‌هاي جامع شهري در حفظ بافت مراكز شهري شده است. معهذا زماني كه پاي عمل به ميان مي‌آيد ، نقص قوانين شهرسازي و مالكيت و نبود مكانيزم اجرايي يكپارچه از يك طرف و ناديده گرفتن نقش ساكنين و صاحبان اصلي اين مراكز از طرف ديگر ، چنان كلاف سردرگمي به دست مي‌دهد كه بسياري از طرفداران رشد و توسعه بافت كهن را از ادامه كار منصرف مي‌كند.
مسلماً زماني كه تغييرات در مراكز شهري بدون هماهنگي لازم و شناخت مراتب فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي حاكم شروع شود و با ساكنين آن همانند اجزاي ساختمان (كه بايد در روند اين نوسازي تغيير يابند) برخورد مي‌شود ، نمي‌توان انتظار داشت آنها با مداخله‌گرها مقابله نكنند و لااقل بي‌تفاوت بمانند . شهرسازان و متخصصان نوسازي، در مرمت بافت و تغييرات مراكز شهري براي خود حق همه گونه مداخله قائلند . چه كسي حد اين دخالت‌ها را تعيين مي‌كند؟
گفته مي‌شود اين مراكز (شبيه آنچه در مورد نوجواناني كه گرفتار مسائل فراوانند) نه تنها در بحبوحه رشدند بلكه ظاهراً در اوج بحران رشد خود قرار دارند، معهذا مداخلات ناشيانه در جهت اصلاح وضع‌شان مي‌تواند به ناكامي بيانجامد و هر گونه اقدام واقع‌بينانه بعدي را عقيم گذارد.
داشتن طرح جامع پويا براي رشد مراكز شهري ، حياتي است.
نوسازي مراكز قديمي شهر ( كه اكثراً مراكز بازرگاني ، صنعتي و اداري‌اند و تا به امروز بدون توسعه مانده و خطوط پيچيده زندگي خود را حفظ كرده‌اند ) بدون علاقه‌مندي و توجه به ضرورت توسعه و شناخت تبعات اين توسعه ، خالي از اشكال نخواهد بود. اين مراكز كه از نظر شكل و محتوا منسوخ شده و قادر به تأمين محيط مناسب براي زيست و دادوستد ساكنين خود نيستند و نمي‌توانند خود را با الگوي رشد شهر منطبق نمايند، سطوح بسيار با ارزشي از سطح شهر در اختيار دارند، حال آنكه امكان همسويي با نيازهاي اقتصادي ، اجتماعي جامعه، مدت‌هاست از آنها سلب شده است.
تصور اينكه ثبت اين بافت‌ها بعنوان ميراث كهن و جلوگيري از تغييرات فيزيكي آن، مي‌تواند معماري سنتي و بافت شهر قديم را حفظ نمايد ، پنداري بيش نيست . در بافت‌هاي متراكم مراكز شهري كه در ايران به وي?ه با مصالح ساختماني خام بنا گرديده ،‌ رها كردن و فرار تدريجي ساكنين براي دست‌يابي به تسهيلات و فضاهاي جديد شهري ، بسيار عادي است. همچنانكه جايگزيني قشرهاي محروم و پناهندگان و مهاجران در بافت متراكم قديمي ،‌معمولاً فرسودگي و خرابي بيشتر بافت را به همراه دارد ،‌هر چند كه اين امر اغلب وخيم‌تر از دخالت‌هاي ناشيانه طراحان و متوليان امور شهر در بافت كهن نيست . در اينكه بافت مراكز شهري مي‌بايست احيا شده و قابليت زندگي و جريان اقتصادي پيدا كند، همگان متفق‌القولند ،‌اما اغلب اوقات وقتي صحبت از نوسازي اين نوع مراكز مي‌شود ، تنها شبكه اقتصادي حاكم است كه خط مشي‌ها را تعيين مي‌كند . به عبارت ديگر هرگونه تغيير در بافت‌هاي قديمي مي‌بايست در درجه اول توجيه اقتصادي داشته باشد، به همين دليل است كه سرمايه‌ها در امر ساخت و ساز ، معمولاً به دنبال بي‌دردسرترين و راحت‌الوصول‌ترين زمينه‌هاي ساخت گرايش دارند. چرا كه بازگشت اصل و سود سرمايه‌ بدين ترتيب تضمين شده است.
اما متوليان امر نمي‌توانند به آرزوها و احتياجات اقشاري كه درون اين مراكز به داد و ستد و حرف مختلف اشتغال داشته يا سكونت دارند، بي‌اعتنا باشند و پرداختن به بافت‌هاي قديمي را نوعي به هدر دادن سرمايه ملي تلقي كنند . اگر نوسازي بافت‌هاي قديمي منطبق با ضروريات جامعه و به منظور بسط عدالت اجتماعي در دستور كار دولتمردان امر قرار گيرد و در سياست‌هاي جاري اقتصادي و اجتماعي ، اصلي از اصول فقرزدايي به حساب آيد ، نه تنها در تغيير باورهاي عامه مؤثر خواهد بود، بلكه با اجراي برنامه‌هاي انديشمندانه از اين دست ، رونق اقتصادي را نيز به همراه خواهد داشت.
بازسازي تمام عيار يا نوسازي و روانبخشي
اگر امروز عوامل اقتصادي ، اجتماعي و انساني كه فرو پاشنده بافت كهن و مراكز شهري ماست ، درست شناسايي نشود و يا به دست فراموشي سپرده شوند، فردا در پس ديواره‌هاي محقرانه محلات قديم، فقط زاغه‌ها ، انبارها و مخروبه‌هايي به نام مسكن خواهيم داشت، در حاليكه بافت‌هاي جديد داراي خيابانهاي عريض ، خانه‌هاي نوساز، مغازه‌ها و محل‌هاي داد و ستد و بازرگاني خواهد بود. اين كار آسان است و به بيان دقيق‌تر فراموش كردن بافت مضمحل قديمي شهر، ساده‌ترين راه‌حل است.
كه البته اين راه‌ حل‌ها را بايد فراموش كرد!
برخي از نظريه‌پردازن امور شهر ، بازسازي تمام عيار را براي رونق مراكز شهري پيشنهاد مي‌كنند و جنبه‌هاي تجديد حيات بافت كهن را در قالب سرمايه‌گذاري و استفاده بهينه از اراضي موجود مي‌بينند . آنها توصيه مي‌كنند كه با وجود آوردن شبكه تسهيلات و ساختمانهاي جديد و بلند مرتبه و بهره‌برداري حداكثر از قطعات موجود در مركز شهر، دست به تغييرات همه جانبه (شبيه آنچه در مراكز شهري در غرب اتفاق افتاد) زده شود. طرفداران اين نظريه اذعان دارند كه با كوچ ساكنين فعلي كه قادر به هماهنگي وضعيت خود با اين توسعه نيستند، شهري جديد به جاي بافت كهن خواهد روييد و به اين طريق، جريان سرمايه‌گذاري تمايل خواهد داشت كه در اجراي طرح اين مناطق و بازسازي يك پارچه آن مشاركت بيشتر نمايد. در مقابل نظريه متعادل‌تر حاكي از آن است كه مي‌بايست اين نوع بافت‌هاي فرسوده را با بهينه‌سازي و ارائه تسهيلات و تجهيزات شهري، بيش از پيش قابل سكونت و بهره‌برداري كرد و به اين طريق ضمن جلوگيري از شتاب اضمحلال آن، به اركان زيست‌محيطي آن فرصت داد كه از درون به بازسازي بپردازد . در اين نظريه طراحان به روانبخشي محيط و ابعاد نوسازي در مقياس انساني توجه بيشتري نشان مي‌دهند و معتقدند اگر انگيزه‌هاي لازم براي حفظ بافت و تداوم زندگي در بافت كهن پديد آيد، ساكنين فعلي بهترين سرمايه‌گذاران و حافظان مراكز شهري خواهند بود.
مشاركت مردمي و ضرورت‌ها
احياي بافت‌هاي فرسوده شهري به ويژه در مراكز شهرهاي بزرگ مقوله‌اي است كه نمي‌تواند جدا از اصلاح سياست‌هاي اقتصادي ، اجتماعي شكل گيرد. سياست‌گذاري‌ها وقتي مي‌تواند مثمر ثمر باشد كه از مردم حمايت كند تا خود بتواند آنچه را كه قادرند انجام دهند . خاصه آنكه در مراحل نوسازي و احياي اندام‌هاي فرتوت شهري، ايجاد زيربناي سالم اقتصادي و برطرف كردن فقر مادي قشرهاي ساكن آن ، دست كم اين اميد را به وجود مي‌آورد كه طرح‌هايي از اين دست، نيمه‌كاره نخواهد ماند . اينكه براي نگهداري يا بازسازي بافت‌هاي قديمي، مي‌بايست بر بودجه دولت تكيه داد، به نظر دور از واقعيات است . اما اگر در نظر داشته باشيم كه در اكثر مراكز شهري، بعلت وجود مجموعه‌هاي اقتصادي سنتي (بوي?ه بازار) ميتوان از پشتوانه مالي جهت اجراي طرح‌هاي نوسازي بهره برد ، نوعي مشاركت به دست مي‌آيد كه در يك سوي آن كارگزاران امور شهري و بودجه‌هاي عمومي قرار دارد و در سوي ديگر ، سرمايه‌داراني كه به نحوي ارتباط خود را با اين مراكز حفظ كرده و ترجيحاً بقاي خود را در اين مجموعه‌ها جست و جو مي‌كنند . ارزيابي مشاركت ساكنين و كساني كه در مجموعه بافت كهن و مراكز شهري صاحب امتياز و سرمايه هستند، در برنامه‌ها و حتي اجراي طرح‌هاي نوسازي ، قبل از هرگونه تصميم‌گيري لازم است. به علاوه سازماندهي براي احياي بافت‌هاي فرسوده شهري با همكاري تمامي دست‌اندركاران اجرايي، سازمان‌هاي دولتي، (شهرداري‌ها ،‌ميراث فرهنگي ، متخصصان برنامه‌ريز و طراحان و نمايندگان قشرهاي ساكن و سرمايه‌گذاران و بانكها) نخستين قدم در شكل گرفتن نهادي است كه همراه و همگام حيات بافت كهن و فرسوده زندگي مي‌كند ،‌ در آن استقرار دارد و از نزديك رشد و توسعه آن را احساس مي‌كند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری