:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
معماری برای کودکان

چگونه می توان براساس علوم رفتاری کودک ونظرشخصی اوبه الگویی ازطراحی مهدکودک دست یافت بطوریکه درون وبرون بنا بگونه ای درهم آمیخته شوند که:

الف . کودک در آن قادربه ارضای بسیاری ازنیازهای خود. کشف نادانستنیها و کنجکاوی جهت آن. ابتکار.خلاقیت.یادگیری تجربی و ... باشد.

ب . کودک در آن مرزی بین درون و بیرون احساس نکند.آزاد ورهادراین فضای متصل حرکت کند واحساس رهاشدن وبی انتهابودن فضاروحش راپروازدهد.

تلاش مکن که کودک را پیش از پیری پیر کنی.او را خرد نکن این همان چیزیست که اکنون در دنیا شاهد آنیم.کهنسالان بر کودکان مسلطند و می خواهند آنان را زودتر اززمانیکه طبیعت مقدر داشته از دوران کودکی بیرون بکشند.انان می کشندو خرد می کنند. کودک کودکی را برای همیشه ازکف می نهد.
اوشو

کودکان اعضای کوچک ولطیف جامعه می باشند و قابلیت تاثیرگذاری بر شکل گیری محیطشان را با بیان تمایلات و نیازهای خود دارند،اما دراین امر مهم به معماران معمارانی آشنا به علوم رفتاری کودک احتیاج دارند.واقعیت مهمی که در جامعه امروز ایران با آن روبرو هستیم و تهدیدی جدی برای آیندگان بشمار می رود، اهمیت ندادن و یا بعبارتی دیگر ناچیز شمردن کودکان و جهان کوچک آنها، بخصوص رابطه نزدیکشان با طبیعت و فضای سبز می باشد.
اکثر خانواده ها قبل از ورود فرزندان خود به دبستان و جهت ارتقائ سطح ارتباطات جمعی،آنهارا به مراکز پیش دبستانی و مهدکودکها می فرستند که این امری مثبت تلقی می شود.
اما آنچه نگران کننده می باشد، جدی نگرفتن رابطه انسان و محیط طبیعی و درضمن تفکیک
ناعادلانه آندوست. امروزه مکانهایی که به این قصد بنا شده اند،انگشت شمارند.اکثر این مکانها ساختمانهایی هستند که تغییر کاربری یافته اند.
با این تفاسیر وجود چنین مکانهایی در امکانات مورد نیاز کودکان ،فضاهای متنوعی که نیازمندند، نورگیری ، تهویه، محوطه باز و فضای سبز اثرات سوئی دارد.طبیعت یک کامل کننده و متمم ضروری برای محیط ساخته شده دست بشر محسوب می شود. عناصر طبیعت،آب،باد،نور،آسمان،معماری ای راکه ازتفکرات بصری سربرآورده است.به سطح زمین وواقعیت درمی آورندوزندگی انسان- ساخت رادردرون آن بیدارمی سازند.زندگی انسانی قصد مقابله باطبیعت راندارد ودرپی مهارکردن آن نیست،بلکه درعوض برآن است که به همنوایی طبیعی با طبیعت برسد تا با آن یگانه گردد.این نوع حس مندی فرهنگی راشکل می دهد که مرز فیزیکی بین محیط مصنوع و طبیعت پیرامون راازاهمیت می اندازدودرعوض آستانه ای معنوی رابوجود می آورد.این آستانه که درعین حال حائل محل سکونت انسان ازطبیعت است،طبیعت رانیز به درون می کشاند.
آمیختگی یا ترکیب با بافت زیست محیطی امری غیرقابل اجتناب بوده است ،بخصوص درصورتیکه این مکان متعلق به کودک باشد. میان درون و برون هیچ مرزروشنی وجود ندارد،اما اینها نفوذی یکجانبه نسبت به یکدیگردارند.وقتی که آب،باد،نور،باران ودیگرعناصر طبیعت دردرون معماری تجرید می یابند،معماری تبدیل به مکانی می شود که مردم درآن حضورطبیعت راآشکارا حس می کنند.
در موردکودکان این امر بااهمیت بیشتری نمودمی یابدآنان در مرحله سنی قراردارند که ازطریق ارتباط بصری مستقیم بااشیا ومحیط پیرامون خود قادربه کشف بیشتروبهترمحیط می باشند.طبیعت درنظرآنان گنجینه ای عظیم ازتمامی اشیاواحجامی می باشدکه شکل دهنده تصورات وتخیلات آنان می تواندباشد.نزدیکی وارتباط مداوم وتنگاتنگ آنها باطبیعت پیرامون ،قوه تخیل و ابتکارآنان راشکوفاکرده وبه آنان درکشف محیط اطراف،آنهم تحت شرایط آرمانی کمک شایان توجهی می کند.
ذهن کنجکاو .پویا وخلاق کودکان معمولا خالق دنیاهایی گوناگون درعالم خیال میباشد.کودکان گاهی اوقات باسیر دردنیای ذهنی خود بازی می کنند،زندگی می کنندوحتی بخواب می روند.کشف این دنیاهای خیالی ورساندن آن به عرصه ظهور ،به کودکان اجازه حضورواقعی درآن وشکوفانمودن هرچه بیشتروبهتراستعدادهایشان رامی دهد.
بنابراین ضروریست در طراحی فضای مهدکودک به تاثیر طبیعت بر کودکان و انواع فضاسازی و خلق دنیاهای گوناگون برای کودکان با استفاده از این موهبت الهی نگاهی داشته باشیم،
چراکه هنر ما انسانها زاده طبیعت است . همانطور که رامبراند نیز اشاره می کند، \"نقاشی نوه طبیعت است .نقاشی ارتباط با خداوند است .\" بنابراین طبیعت خود خداست و اگر انسان از کودکی با طبیعت همراه باشد و بدان خو بگیرد ،.بیش از پیش به خدای خویش نزدیک خواهد شد .
پس از بحث پیرامون کودک و طبیعت باید به بررسی فضا از دیدگاه وی پرداخت . چرا که بگفته پیکاسو \"هر انسانی در هنگام کودکی هنرمند است ،مشکل این است که چه کنیم تا در بزرگسالی نیز هنرمند باقی بماند.\" بررسی فضاها از دیدگاه کودکان و بازگویی علایق،جذابیت و زشتی های فضا از دید آنها،به طراح کمک خواهد کرد که محیطی صمیمانه جهت جذب کودک به این مراکز بوجود آورد.
در وهله اول،هدف ایجاد حس تعلق نسبت به محیط مهدکودک است . تاکید بر شوق انگیز بودن محیط و ایجاد شرایط لازم برای پیوند عاطفی میان کودکان در مهدکودک،گسترش روابط اجتماعی آنان و ایجاد محیطی بانشاط، مستلزم توجه به نقطه نظرات کودکان و همچنین ضوابط و استانداردهای کمی وکیفی مربوط به فضا می باشد .ازاینرو کودکان قبل از یادگیری .به محیط علاقه مند میشوند و احساس می کنند از اینکه در چنین جایی هستند ، خوشحالند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری