:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۲ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P پیرامون
شهر ایرانی عصر باستان

کیوان شادمانبانیان شهر ایرانی عصر باستان، شخصیت‌هایی اساطیری هستند؛ سازندگان آن شهرها را دیگر نمی‌توان بازشناخت زیرا كه نام و نشانشان در طول تاریخ پنهان شده است. شهر كلیتی به شمار می‌آید كه پدیده‌های شكل دهنده و سازنده‌اش در دو سوی متقابل و مكمل شركت مستمر دارند.
پدیده های شكل دهنده شهر به استناد آنچه امروز قابل بازشناسی است، به دو دوره اصلی تقسیم می شوند: آنهایی كه به امور اجرایی و به جهان ملموس و به معیشت مردمان و به چگونگی استقرار آنان در سرزمین‌ها و در شهرها مربوطند و آنهایی كه به جهان دیگر، به دنیای الهی و معنوی، به ارزش‌های انسانی ملهم از ادبیات اساطیری، به جهان ناملموس و دست نایافتنی، به متافیزیك و به تصورهای آرمانی رجعت دارند.
قلب سرزمین‌های حاصلخیز، جایی است كه شهر در آن استقرار می یابد؛ از نوشته‌های نسبتا محدودی كه به شهرهای ایران كهن پرداخته‌اند، چنین برمی‌آید كه شهر به عنوان نهادی بوده كه تابع مستقیم نظام حكومتی و حكومتی–اداری است. این نظام حكومتی، با تفكیك شهروندان بر اساس كارشان به چهار طبقه اصلی، كه هر یك دارای مرتبت خاصی بوده، مكانی معین و محدود را به آنها اختصاص می‌داده‌است.
كالبد شهر باستانی ایران مشتكل از سه بخش با عنوانین: «كهندژ»، «شارستان» و «ربض» است كه البته باروی شهر نیز به عنوان حفاظت كننده شهر از دشمنان منسجم کننده كالبد شهر بوده است.
نزد ایرانیان كهن، دین، عقل و سلطان هدایت كنندگان شهروندان به شمار می‌رفتند و هر یك از این سه، مكمل دو نیروی دیگر بوده است.
شهر ایران باستان را می توان دارای دو ویژگی اساسی «سازمان یافتگی» و «گشودگی» دانست؛ سازمان یافتگی در فاصله ها، اندازه‌ها، نسبت‌های جمعی و در چگونگی جایگزینی بازتاب دارد و گشودگی نسبی در محله بندی‌ها، حریم ها، شارستان و ربض، موجود است.
«كهندژ» در جایی مرتفع بنا می شد و ساختمان‌های شهر معمولا درونگرا نبوده‌اند. درباره شهرهای ایرانی باستان آمده است:
«پارسیان شهرهای محل اقامت خود را از روی نقشه‌ای بنا می كردند كه به توسط مذهب (موبدان) تقدیس شده و سنت‌های اجدادی به آنها آموخته بود و از آن نقشه به هیچ وجه تجاوز نمی كردند. شهر مربعی بود به طول یك میدان كه اسب به میل خود به یك نفس بدود (حدودا 700 متر×700 متر) در وسط آن آتش را به منزله حافظ حقیقی مكان می افروختند و در كنار آن حوض یا آبگیری به نسبت جمعیتی كه در آنجا سكنی می گزیدند، حفر می كردند و آب انبار می ساختند، پس از اتمام ساختن آتشكده و آب انبار به بنای خانه مشغول شد و سپس به ایجاد باغ و بستان می پرداختند.»
در ارتباط با نوشهرها اصول و قوائدی كه به كار گرفته می شود عمدتا همانی است كه در عهد كلاسیك از سوی «هیپوداموس» به كار گرفته شده بود (در دوره سلوكی) و برای نخستین بار در شهر مفهوم «میدان» شكل می گیرد. این «میدان» چون اصل خویش – آگورا – مركز مبادلات فرهنگی، تجاری و اداری می شود.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری